یکی از موقعیتهایی که بسیاری از والدین با آن روبهرو میشوند، زمانی است که کودک حاضر نیست اسباببازی خود را با کودک دیگری شریک شود. ممکن است در مهمانی، پارک، مهدکودک یا هنگام بازی با خواهر و برادر، کودک اسباببازی را محکم در دست بگیرد و با گفتن «مال منه!» اجازه ندهد دیگران به آن دست بزنند.
این رفتار گاهی والدین را نگران میکند و باعث میشود تصور کنند کودک خودخواه، لجباز یا بیملاحظه است. اما واقعیت این است که نخواستنِ شراکت در اسباببازی، بهخصوص در سالهای ابتدایی کودکی، لزوماً به معنای خودخواه بودن کودک نیست.
کودکان برای یادگیری مفهوم مالکیت، نوبت، همکاری و به اشتراک گذاشتن به زمان نیاز دارند. آنها بهتدریج یاد میگیرند که میتوانند وسیلهای را دوست داشته باشند و در عین حال، اجازه دهند فرد دیگری نیز برای مدتی با آن بازی کند.
بنابراین، هدف والدین نباید این باشد که کودک را مجبور کنند در هر شرایطی اسباببازیاش را تحویل دهد. مهمتر از آن، باید به کودک کمک کرد مفهوم مالکیت، نوبت گرفتن، همکاری و احترام به وسایل دیگران را یاد بگیرد.
چرا کودک حاضر نیست اسباببازی خود را با دیگران شریک شود؟
برای اینکه بتوانیم رفتار کودک را درست مدیریت کنیم، ابتدا باید دلیل آن را بشناسیم. همه کودکان به یک دلیل از شراکت در اسباببازی خودداری نمیکنند.
- ۱. کودک هنوز مفهوم مالکیت را به شکل کامل درک نکرده است
- ۲. کودک هنوز مهارت کنترل احساسات خود را کامل یاد نگرفته است
- ۳. اسباببازی مورد علاقه برای کودک اهمیت بیشتری دارد
- ۴. کودک ممکن است احساس کند کنترل شرایط از دستش خارج شده است
۱. کودک هنوز مفهوم مالکیت را به شکل کامل درک نکرده است
برای یک کودک خردسال، اسباببازی مورد علاقهاش میتواند بخشی بسیار مهم از دنیای او باشد. ممکن است وقتی کودک دیگری آن را برمیدارد، احساس کند چیزی که متعلق به اوست از دستش خارج شده است.
به همین دلیل، جملههایی مانند:
«فقط چند دقیقه بهش بده.»
ممکن است برای کودک به سادگی بزرگسالان قابل درک نباشد.
کودک ممکن است با خودش فکر کند:
«اگر اسباببازی رو بهش بدم، پس دیگه مال من نیست.»
در چنین شرایطی، والد باید بهتدریج مفهوم نوبت و استفاده موقت را آموزش دهد.
۲. کودک هنوز مهارت کنترل احساسات خود را کامل یاد نگرفته است
کودکان خردسال هنوز در حال یادگیری مهارتهای مربوط به کنترل هیجان هستند.
اگر کودک دیگری اسباببازی مورد علاقه او را بردارد، ممکن است احساس خشم، ناراحتی یا ترس کند و نتواند این احساس را به شکل مناسبی بیان کند.
در نتیجه ممکن است:
گریه کند.
داد بزند.
اسباببازی را پس بگیرد.
کودک دیگر را هل دهد.
بگوید «نمیدم!»
نزد والدین برود.
این واکنشها لزوماً به معنای بد بودن کودک نیستند؛ بلکه نشان میدهند کودک هنوز به کمک نیاز دارد تا یاد بگیرد احساساتش را چگونه مدیریت و بیان کند.
والد میتواند به جای سرزنش بگوید:
«میدونم ناراحت شدی چون دوست داشتی خودت با این ماشین بازی کنی.»
بعد میتوان راهحل را مطرح کرد:
«بیا با هم مشخص کنیم هر کدومتون چه زمانی باهاش بازی کنید.»
۳. اسباببازی مورد علاقه برای کودک اهمیت بیشتری دارد
کودک ممکن است با بعضی اسباببازیها راحتتر شریک شود، اما نسبت به یک اسباببازی خاص مقاومت زیادی نشان دهد.
مثلاً ممکن است کودک چند ماشین داشته باشد، اما حاضر نباشد ماشین مورد علاقهاش را به کس دیگری بدهد.
در این شرایط، اصرار والد برای اینکه «باید همه چیزت رو شریک بشی» ممکن است نتیجه خوبی نداشته باشد.
بهتر است به کودک یاد بدهیم که داشتن وسیله شخصی و انتخاب زمان استفاده از آن طبیعی است، اما در موقعیتهای مشترک نیز باید قوانین بازی و نوبت را رعایت کند.
۴. کودک ممکن است احساس کند کنترل شرایط از دستش خارج شده است
گاهی مشکل اصلی خود اسباببازی نیست؛ بلکه احساس کنترل کودک است.
فرض کنید کودک در حال بازی است و ناگهان بزرگسال میگوید:
«اسباببازیت رو بده به بچه دیگه.»
کودک ممکن است احساس کند هیچ اختیاری درباره وسایل خودش ندارد.
اگر این اتفاق مرتب تکرار شود، ممکن است کودک مقاومت بیشتری نشان دهد.
به همین دلیل بهتر است تا حد امکان به کودک فرصت انتخاب داده شود.
«دوستت میخواد باهات بازی کنه. دوست داری اول خودت با این ماشین بازی کنی و بعد نوبت رو به اون بدی یا با هم بازی کنید؟»
این نوع برخورد به کودک کمک میکند هم مفهوم همکاری را یاد بگیرد و هم احساس کند نظرش شنیده میشود.
آیا نخواستن شراکت نشانه خودخواهی کودک است؟
نه، لزوماً.
والدین گاهی وقتی کودک اسباببازیاش را با دیگران شریک نمیشود، سریع میگویند:
«چقدر خودخواه شدی!»
اما بهتر است رفتار کودک را از شخصیت او جدا کنیم.
به جای اینکه بگوییم:
«تو خودخواهی.»
میتوان گفت:
«میدونم دوست داری این اسباببازی پیش خودت باشه، اما وقتی با دوستت بازی میکنی باید برای نوبتها راهی پیدا کنیم.»
این تفاوت مهم است؛ زیرا برچسب زدن به کودک میتواند باعث شود او تصور کند «من بچه بدی هستم»، در حالی که هدف تربیتی این است که کودک یاد بگیرد یک رفتار مشخص را تغییر دهد.
اگر کودک در مهمانی اسباببازی اش را شریک نکرد چه کنیم؟
مهمانی یکی از موقعیتهایی است که این رفتار بیشتر دیده میشود.
اگر کودک نمیخواهد اسباببازی خود را به مهمان بدهد، بهتر است جلوی دیگران او را خجالتزده نکنید.
جملههایی مانند:
«ببینید بچه من حتی اسباببازیهاش رو هم نمیده!»
یا:
«چه بچه خسیسی شده!»
میتوانند باعث شرمندگی کودک شوند و معمولاً آموزش مؤثری ایجاد نمیکنند.
بهتر است بعداً و در یک فضای آرام درباره موضوع صحبت کنید.
مثلاً:
«وقتی دوستت اومد، دوست نداشتی با ماشینت بازی کنه. دفعه بعد میخوای قبل از مهمونی چند تا اسباببازی انتخاب کنیم که برای بازی مشترک باشن؟»
این روش به کودک فرصت انتخاب و آمادگی میدهد.
در مهدکودک و پارک چگونه رفتار کنیم؟
در محیطهایی مانند مهدکودک یا پارک، کودک باید یاد بگیرد که بعضی وسایل عمومی متعلق به همه هستند.
اگر کودک مدت زیادی با یک وسیله عمومی بازی کرده و کودک دیگری منتظر است، والد میتواند مفهوم نوبت را یادآوری کند:
«تو چند دقیقه با این بازی کردی، حالا نوبت دوستته. بعد میتونی دوباره نوبت بگیری.»
اگر کودک وسیلهای را از دست کودک دیگری گرفته است، بهتر است والد بدون تحقیر کردن او، رفتار مناسب را نشان دهد:
«اون وسیله الان دست دوستته. باید صبر کنیم تا نوبتش تموم بشه.»
این موقعیتها فرصت مناسبی برای آموزش احترام به حق دیگران هستند.
اگر کودک اسباببازی را از دست دیگری کشید چه کنیم؟
در این شرایط، ابتدا باید جلوی رفتار آسیبزننده را گرفت.
میتوان آرام اما قاطع گفت:
«اسباببازی رو از دستش نمیکشیم.»
بعد راه جایگزین را نشان دهید:
«میتونی بگی: وقتی کارت تموم شد، نوبت من میشه؟»
کودک باید یاد بگیرد که خواسته خود را با کلمات بیان کند، نه با کشیدن وسیله، هل دادن یا گرفتن آن از دست دیگری.
۷ اشتباه رایج والدین در آموزش شراکت اسباببازی
۱. برچسب زدن به کودک
گفتن جملههایی مانند «خسیسی»، «خودخواهی» یا «بچه بدی هستی» رفتار موردنظر را اصلاح نمیکند.
بهتر است رفتار مشخص را توضیح دهید:
«الان دوستت منتظره. بیا برای نوبتش یک راه پیدا کنیم.»
۲. مجبور کردن کودک به دادن وسیله مورد علاقهاش
اگر کودک احساس کند والدین همیشه وسایلش را به دیگران میدهند، ممکن است احساس ناامنی بیشتری نسبت به اسباببازیهایش پیدا کند.
۳. مقایسه کردن با کودکان دیگر
جملههایی مانند «ببین دوستت چقدر خوبه، اسباببازیهاشو میده» معمولاً روش مناسبی برای آموزش نیست.
۴. انتظار شراکت کامل از کودک خردسال
توانایی کودک برای درک نوبت و همکاری بهتدریج رشد میکند. انتظار باید با سن و مرحله رشدی کودک هماهنگ باشد.
۵. حل کردن تمام اختلافات به جای کودک
والدین لازم نیست در هر اختلاف کوچکی فوراً تصمیم بگیرند. گاهی بهتر است به کودک فرصت دهید راهحل خود را پیشنهاد کند.
۶. تنبیه کردن به دلیل شراکت نکردن
تنبیه ممکن است باعث شود کودک از روی ترس رفتار کند، نه اینکه واقعاً مفهوم همکاری را یاد بگیرد.
۷. آموزش فقط با حرف زدن
کودک باید شراکت و همکاری را در عمل تجربه کند. بازیهای نوبتی و فعالیتهای مشترک میتوانند بسیار مؤثر باشند.
به کودک چه جملاتی یاد بدهیم؟
مثلاً کودک میتواند یاد بگیرد:
«وقتی کارم تموم شد، بهت میدم.»
«وقتی کارت تموم شد، میتونم باهاش بازی کنم؟»
«این اسباببازی شخصی منه و نمیخوام باهاش بازی کنی.»
«بیا نوبتی بازی کنیم.»
این جملهها به کودک کمک میکنند به جای گریه، داد زدن یا گرفتن اسباببازی، از مهارتهای ارتباطی استفاده کند.
جمعبندی
اگر کودک حاضر به شراکت در اسباببازی نیست، نباید بلافاصله او را خودخواه یا لجباز بدانیم. کودکان برای درک مفهوم مالکیت، نوبت و همکاری به زمان نیاز دارند.
والدین میتوانند با روشهایی مانند آموزش نوبت، بازیهای مشارکتی، الگوسازی، استفاده از جملات ساده و ایجاد فرصت برای انتخاب، این مهارت را بهتدریج تقویت کنند.
همچنین بهتر است کودک را مجبور نکنیم تمام وسایل شخصی خود را در اختیار دیگران قرار دهد. در عوض، میتوانیم به او یاد بدهیم که بعضی وسایل شخصی هستند و بعضی موقعیتها نیازمند رعایت نوبت و همکاریاند.
مهمترین نکته این است که هدف از آموزش شراکت، تربیت کودکی نیست که همیشه خواسته دیگران را قبول کند؛ بلکه پرورش کودکی است که بتواند هم از مرزهای خود محافظت کند و هم به حقوق دیگران احترام بگذارد.
با صبر، تمرین و الگوسازی، کودک بهتدریج یاد میگیرد که بازی کردن با دیگران فقط به معنای داشتن اسباببازی نیست؛ بلکه فرصتی برای همکاری، نوبت گرفتن، مذاکره و ساختن رابطه سالم با دیگران است.

دیدگاه شما