بررسي سير تحولي هوش هيجاني در كودكان ٨ تا ١٢ سال

0 دیدگاه
05 اسفند 1404

آموزش و پرورش زير بنا و لازمه زندگي هر فرد بوده و عامل مهمي در تكامل و تعامل انساني است و از
عوامل اصلي پيشرفت تمدن بشري شمرده ميشود. در دنياي پيچيده امروزي هر فرد مدت زيادي از زندگي
خود را صرف تحصيل و آموزش و پرورش ميكند. جوامع بشري نيز با ايجاد امكاناتي سعي دارند تا
شرايط مناسبي براي آموزش و پرورش هر فرد و شكوفايي استعدادهاي نهفته آنان فراهم آورند. مدرسه
يكي از مهمترين بافتهاي يادگيري مهارتهاي هيجاني به ويژه هوش هيجاني است.

فقدان هوش هيجاني ميتواند آثار مخربي را در زمينههاي فردي و اجتماعي ايجاد كند و
برعكس، تحصيل و تقويت آن، زمينهساز موفقيتهاي بزرگ است. هوش هيجاني يعني توانايي براي درك
تمايلات عاطفي و هيجاني خود، درك خصوصيترين احساسات ديگران و رفتار آرام و سنجيده در روابط
انساني با ديگران.

در واقع هوش هيجاني موفقيت آميزترين تدبير براي تنظيم و كنترل
احساسات و شكيبايي است مشروط بر اينكه در پرتو خودآگاهي حاصل شود.

ماير و همكاران (٢٠٠٨) هوش هيجاني را شامل چهار توانايي به هم پيوسته معرفي كردند كه شامل:

  • ادراك هيجانات در خود و ديگران
  •  استفاده از هيجانها براي تسهيل تصميمگيري،
  • درك هيجان
  • مديريت هيجان

ميباشد. يافته هاي بوساكو و همكارانش (٢٠٠٨) نشان داد كه هوش هيجاني يكي از موازد بسيار مهم است
كه باعث افزايش سطح اعتماد به نفس و شجاعت و همچنين منجر به كاهش سطح اضطراب و نااميدي
ميشود.
تقويت هوش هيجاني باعث تربيت افراد علاقهمند به علم آموزي، خلاق، مسئوليتپذير و داراي اعتماد به
نفس و قدرت بالاي برقراري ارتباط ميشود.

هوش هيجاني داراي ٥ جز است:

1. خودآگاهي به معني توانايي تشخيص و درك هيجانات و انگيزشهاي خود و اثرات آن بر ديگران. خودآگاهي و تشخيص هر احساسي همانگونه كه بروز مينمايد و توانايي نظارت براحساسات در هر لحظه براي به دست آوردن بينش و ادراك، محور هوش هيجاني است. ناتواني در تشخيص احساسات راستين، ما را به سردرگمي دچار ميكند.

2. خودنظم دهي:

توانايي كنترل يا تغيير جهتدادن حالات مخرب، ميل به تعويق انداختن اعلام نظر و تفكر پيش از عمل. كنترل هيجانات به شيوه مناسب، مهارتي است كه به دنبال خودآگاهي ايجاد ميشود. افراد كارامد در اين حيطه بهتر ميتوانند از هيجانهاي منفي همچون نااميدي، اضطراب و تحريكپذيري رهايي يابند و در فراز و نشيبهاي زندگي،كمتر با مشكل ماجه ميشوند و ياد در وصتر بروز مشكل به سرعت ميتوانند از موقعيت مشكلزا و ناراحتكننده به شرايط طلوب باز گرداند. برعكس كساني كه در اين حيطه ناتواني دارند، همواره درگير احساسات درمانده كننده هستند. اين توانايي به از بين بردن تهديدهاي محيطي يا كم كردن ضعفها دروني كمك ميكند.

3. انگيزه كه به معني علاقه زياد به كار كردن و دنبال كردن اهداف با انرژي است. افراد داراي اين مهارت در هر كاري كه به عهده ميگيرند، بسيار مولد و اثربخش خواهند بود. اين مولفه مربوط به تمركز هيجانها براي دستيابي به اهداف است. افراد با انگيزه سركوب خواسته ها را به تعويق مياندازند، غالبا به تكميل يك عمل ميپردازند.
4.همدلي كه به معني توانايي درك ظاهر هيجاني و تبحر در رفتار با ديگران، مطابق با واكنشهاي هيجاني آنها است. پايه همدلي خودآگاهي است. هرچقدر نسبت به احساسات خودمان گشادهتر باشيم، در يافتن احساسات ديگران ماهرتر خواهيم بود. افراد با همدلي بالا به علايم اجتماعي ظريفي كه نشاندهنده نيازها يا خواستههاي ديگران است توجه بيشتري نشان ميدهند. اين مولفه با احساس مسئوليت در قبال ديگران
شناخته ميشود. همدلي به اين معني نيست كه تمام احساسات ديگران را تاييد يا نحسين كنيم. همدلي بيشتر به معني تامل و ملاحظه احساسات ديگران است.
5. مهارت اجتماعي. به اداره و مديريت رفتار خود و ديگران است تا به توانايي رهبري در گروه و ترغيب ديگران نيز دست يابيم. بخش عمده اي
از هنر برقراري ارتباط، كنترل عواطف در ديگران است. اين مهارت بيشتر به دوستيابي هدفمند مربوط ميشود. اين افراد به راحتي ميتوانند مسير فكري ديگران را در سمتي كه ميخواهند هدايت كنند.

پژوهشها نشان ميدهد كه دانشآموزاني كه هوش هيجاني بالاتري دارند، موفقيت تحصيلي بيشتر، رفتارهاي اجتماعي مثبتتر، اضطراب و استرس كمتر، انتخاب اهداف آموزشي مناسبتر، نمرات بهتر و انضباط كاري و فردي بيشتري را از خود نشان ميدهند (شمس آبادي و همكاران، ١٣٩٨). بنابراين لزوم ايجاد مدارسي كه علاوه بر تواناييهاي شناختي، بر تواناييهاي هيجاني دانشآموزان نيز تاكيد كند، احساس ميشود. به منظور ايجاد چنين مدارسي لازم است كه تواناييهاي هيجاني دانشآموزان در سنين مختلف شناسايي شود، تا متناسب با اين تواناييها برنامهريزي آموزشي انجام شود. از آنجايي كه محقق پژوهشي در زمينه نحوه رشد هوش هيجاني در كودكان سنين مختلف نيافته، هدف اين پژوهش بررسي تحولي هوش هيجاني در كودكان ٨ تا ١١ سال است.

 

 

 

 

 

دسته بندی‌ها:

آنچه در این مقاله میخوانید

هیچ سرتیتری برای این پست یافت نشد.

دیدگاه شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *